هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

332

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

در سمت راست محراب « جامع بزرگ » ، زيارتگاهى است . گويند يك دست مبارك يحيى « 1 » بن زكريا « 2 » - عليها السلام - در آنجا مدفون است . عرض « بيروت » 33 درجه و 50 دقيقه است و طول آن‌جا 35 درجه و 35 دقيقه است . قوهء حربيه و مهمات عسكريه به قدر احتياج موجود است . چند دسته عسكر در « سربازخانه » كه در مركز شهر در روى تلّى واقع است ، هميشه مشغول مشق‌اند و غير از آن 500 نفر پليس « جاندارم » « 3 » و « ضبطيه » به حفظ و حراست شهر مشغول بودند . در 7 نقطهء شهر كه مشرف به دريا است ، در هر يكى 7 توپ گذاشته و 3 تابور « 4 » عسكر « حاضر ركاب » در خارج شهر در « شعب جبل » موجود است . طايفه « نصارا » در اين شهريك نوع تحكّمى دارند و سبب آن اين است كه 12 سال قبل از اين « نصارى » با اهل « بيروت » نزاعى كردند . دولت « فرانسه » از راه تعصب حمايت آنها را كرده ، شهر را با واپورهاى جنگى احاطه كرده ، تصرف نمود . تا مدتى به همان حالت بود . بعد ، قرار معينى از جانب دولت « عثمانى » در حق آنها گذاشته شده ، دولت « فرانسه » دست از محاصره برداشت . از اموراتى كه باعث « ترقى » و « آبادى » اين شهر شده ، اين است كه تا چند سال قبل از اين در تمامى شهر آب « شيرين » و « گوارا » پيدا نبود ، و به اهل شهر از اين جهت خيلى سخت مىگذشت ، تا اين‌كه يك نفر از تبعهء دولت « انگليس » ، به مسافت بعيده از رودخانهء نهر كلب ، نهرى با تنبوش « 5 » هاى سربى داخل شهر نموده ، حالا طورى آب زلال و صاف فراوان است ، كه از جميع خان [ ه ] ها جارى است و به قرار معين « حق آبانه [ اى ] » اخذ مىكند . وكيل قونسول اين اسكله از جانب دولت عليّه ايران ، « الياس بيك » پسر « اسكندر بيك » يهودى ، آدم « معقول » و « كاردانى » است . از تبعهء « ايران » معدودى چند

--> ( 1 ) . در اصل : يحى ( 2 ) . در اصل : ذكريا ( 3 ) . ژاندارم ( Gendarme ) ، كلمه‌اى است فرانسوى ، به معنى فردى از امنيه و پليس خارج شهر . ( 4 ) . تابور يا طابور ( tabur ) ، واژه‌اى تركى به‌معناى فوج . ( 5 ) . تنبوش يا تنبوشه ( tanbus ? e ) ؛ لوله‌اى كه براى آبراهه و آبرسانى به كار مىرود .